ماه رمضان .... واژه ای ک با ارامش و استرسی همراهست .... شروع شدنش در اوج ناتوانی ادم بهش یه قدرت و یه اراده قوی میده .... امسال سخته برام خیلییی زیاد بخصوص با درس خوندن .... اما لذت بخش ترین روزهاییست ک از دست دادنشون با حسرت همراهه .... هر سال ماه رمضان بقول داییم به خواب رمضانی میرم من...تا یه ماه مستترم ....بعد یک ماه پیدام میشه ،...امسال ک همراه شده با ماه اخر روزای رسیدن به هدفم، دیگه بطور کامل ناپدیدم!... دیشب فرقی نداشت برام شب اول ماه رمضان باشه یا نه ، برای اولین بار تو عمرم مجبور بودم تا صبح بیدار بمونم برای درس خوندن ک زیست لعنتی رو تموم کنم .... به لطف سازمان سنجش و اموزش پرورش برای اون حجم کتاب دو روز فرجه گذاشتن اوج نامردی بود ...با اینکه خط به خطشو بلد بودم اما نابودم کرد تا تمومش کردم ، تموم که نه اخرش ترم اول رو نخوندم:/ البته چیز عادی بود امروز تو مدرسه از هرکی میپرسیدی همین اوضاع یا بدتر رو داشت... ولی از امشب باید دیگه بیدار بمونم تا وقتی ک درسم تموم شد بخوابم:) ....امروز ظهر بعد از سی و هشت ساعت بیخوابی ، بالاخره خوابیدم ! ... تا الان ک مادرجان بیدارم کردن و گفتن درسته خواب روزه دار عبادت است اما پاشو حداقل نماز ظهرتو بخون و اینگونه بود ک داشت نمازم قضا میشد:/ ... دوتا دیگه از امتحانات دوران دانش اموزی مونده ... بالاخره داره تموم میشه دیگه:| ....
پ.ن. دقیق چهل روز تا روز کنکور مونده .... هر لحظه تلاش یعنی پیشی گرفتن از سایر رقبا ...
پ.ن. خدا کنه بتونم شبا درس بخونم ...با این عادت من ک طی شب نمیتونم درس بخونم مکافاته...
پ.ن. من در هر لحظه خدا رو دارم❤
برچسب:
نویسنده: کوروش توکلی