یه جمعه خوب ... بعد از مدتها به اون نتیجه ای ک میخواستم تو ازمون رسیدم .... هنوزم میشه پیشرفت کرد خیلی زیاد ولی از اون درجا زدنه دیگه تو ازمون خبری نبود ... گرچه تو خونه و کتابخونه و شرایط مختلف ک کنکورای سالای اخیر رو میزنم از نتایج ازمونام خیلی خیلی بهترن اما اندک پیشرفت رو بالاخره تو ازمون دیدم:) ... برام پر از انگیزه و خوشی بود ،... کلی انرژی گرفتم برای ادامه دادن .... بقول بابا شمارش معکوس اخرین روزا.... هرشب میشماره برام ... اینقدر ک خودم برای بعد کنکور برنامه دارم ، دوبرابرش بابام برنامه چیده برام:/ ...ان شاالله این روزای اخر هم با همین انرژی تموم شه و خاطرات خوشش برام بمونه .،،گرچه عقیده دارم کنکور هیچ خاطره خوشی بجز عذاب کشیدن داوطلب بدبخت نداره ....
پ.ن. آدم هایی که آرزوهای بزرگ نداشته باشن، به جاهای بزرگی هم نمیرسن ... #ناشناس (جمله ای ک بابا از بچگی همیشه تو گوشمون خونده...الان واقعا درکش میکنم)
پ.ن. همیشه یادتان باشد که
وضعیت کنونی شما،
سرنوشت نهایی تان نیست.
روزهای خوب خواهند آمد...
#ناشناس
پ.ن. الان از کتابخونه رسیدم خونه ...هوا بس ناجوانمردانه گرم است ... تابستون امسال و خدا بخیر کنه .... دما امروز۴۷ بود:/
پ.ن. من در هر لحظه خدا رو دارم❤
برچسب:
نویسنده: کوروش توکلی