خرید بک لینک
این روزا دلم فقط کمی تنهایی و فکر کردن میخاد .... یجاهایی اشتباهامو پیدا کنم و دورشون خط قرمز بکشم .... برگردم و جبران کنم .... دلم کمی تنهایی و به فکر خودم بودن میخاد .... قدم زدن های تک نفره با ی عالمه موسیقی بی کلام و قدم زدن .... گاهی نشستن کنار اب و نگاه کردن ب اون و ب فکر و خیال رفتن .... این روزا دلم خلوت کردن با خودم میخاد.،.. خودی ک تو این روزا گم شده .... خودمو نمیشناسم و برام ملموس نیادامه مطلب

برچسب: پراکنده, نویسنده: کوروش توکلی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 11:19

شهریور مثل پنجشنبه هاش برامون ، برای اونایی ک منتظرن عجیب مهره، مهر ب دل اونایی ک منتظرن افتاده ، منتظره مهره مهر ک رو کارنامه تابستون بخوره ، عاشق تابستون بودیم بچگیا ... الان عاشق پاییز ، همون ذوق ، همون شوق ، همون ترس از تموم شدنش ،.. شهریور مثل پنجشنبه هاس ، پاییز یوهو میاد ، تو ی روز یوهو نیگاه میکنی میبینی حیاط شده نارنجی ... #رادیوچهرازی پ.ن.رادیو چهرازی ... پارسال همین موقع ها شایدم نزدیادامه مطلب

برچسب: رادیو, نویسنده: کوروش توکلی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 11:19

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: خاطره,بازیشماره, نویسنده: کوروش توکلی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 11:19

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: خاطره,شماره, نویسنده: کوروش توکلی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 11:19

چه ایده بدی بوده ، دایره ای ساختن ساعت !

احساس میکنی همیشه فرصت تکرار هست . ..

اما ساعت دروغ میگوید ؛ زمان دور یک دایره نمی چرخد !

زمان بر روی خطی مستقیم می دود

و هیچگاه،

هیچگاه ،

هیچگاه باز نمیگردد...

ایده ساختن ساعت به شکل دایره ،

ایده جادوگری فریب کار بوده است !

ساعت خوب ، ساعت شنی است !

هر لحظه به تو یادآوری میکند که ، دانه ای که افتاد دیگر باز نمیگردد...

#محمدرضا_شعبانعلی

برچسب: نویسنده: کوروش توکلی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 11:19

زندگی رسم خوشایندی است. زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ، پرشی دارد اندازه عشق. زندگی چیزی نیست ، که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود. زندگی جذبه دستی است که می چیند. زندگی نوبر انجیر سیاه ، که در دهان گس تابستان است. زندگی ، بعد درخت است به چشم حشره. زندگی تجربه شب پره در تاریکی است. زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد. زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی می پیچد. زندگی دیدن یک باغچه از شیشادامه مطلب

برچسب: زندگی, نویسنده: کوروش توکلی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 11:19

فقط یک گناه وجود دارد و السلام . آن هم دزدیست . هر گناه دیگری هم دزدیست . میفهمی چی می گویم؟ اگر مردی را بکشی یک زندگی را می دزدی . حق زنش را از داشتن شوهر و حق بچه هایش را از داشتن پدر میدزدی. وقتی دروغ میگویی حق کسی را از دانستن حقیقت میدزدی . وقتی تغلب میکنی حق را از انصاف میدزدی ، میفهمی؟

#بادبادک باز از خالد حسینی

پ.ن. از بین کتاب هایی ک این مدت خوندم ، بادبادک باز رو پیشنهاد میکنم ! ... بعد از سه سال چشمک زدن از قفسه کتابخونه و پیشنهاد خواهر جان ... بالاخره خوندمش ! ...

برچسب: بادبادک, نویسنده: کوروش توکلی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 11:19

"وقتی خداوند می خواد بهت یک شروع دوباره بده معمولا با یک پایان شروع میشه ، برای همین درهای بسته زندگیت یک نشانه است ،نشانه اینکه جای دیگری دری بهتر باز خواهد شد" #ناشناسبا انتخاب رشته ای ک کرده بودم ، مطمین بودم یک سال دیگه موندگارم ... همیشه سخت ترین اتفاق برام یک سال خوندن دوباره برای کنکور بود ... تصورم سال اول قبول شدن و رفتن ب فضای جدید و کسب تجربه ها ... ولی اینده بهتر و داشتن شغل و خیلی چادامه مطلب

برچسب: شروعی,دوباره, نویسنده: کوروش توکلی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 11:19

انسانها؛عاشق شمردن مشکلاتشان هستنداما لذتهایشان را نمیشمارند..اگر آنها را هم میشمردند،میفهمیدند که به اندازه کافیاز زندگی لذت بردهاند ...#داستایوفسکی****************************گاهي دلت از سن و سالت مي گيردميخواهي کودک باشيکودک به هر بهانه اي به آغوش غمخواري پناه مي بردو آسوده اشک مي ريزدبزرگ که باشيبايد بغض هاي زيادي را بي صدا دفن کني ….****************************دریا تا وقتی توش غرق نشدیمیخوادت، غرق که شدی پست میزنه.****************************ماهیها گریهشان دیده نمیشودگرگها خوابیدنشان، عقابها سقوطشانو انسانها درونشان ...!#حسین_پناهی****************************غروب ها نشونادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کوروش توکلی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:53

انسانها؛عاشق شمردن مشکلاتشان هستنداما لذتهایشان را نمیشمارند..اگر آنها را هم میشمردند،میفهمیدند که به اندازه کافیاز زندگی لذت بردهاند ...#داستایوفسکی****************************گاهي دلت از سن و سالت مي گيردميخواهي کودک باشيکودک به هر بهانه اي به آغوش غمخواري پناه مي بردو آسوده اشک مي ريزدبزرگ که باشيبايد بغض هاي زيادي را بي صدا دفن کني ….****************************دریا تا وقتی توش غرق نشدیمیخوادت، غرق که شدی پست میزنه.****************************ماهیها گریهشان دیده نمیشودگرگها خوابیدنشان، عقابها سقوطشانو انسانها درونشان ...!#حسین_پناهی****************************غروب ها نشونادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کوروش توکلی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:53

انسانها؛عاشق شمردن مشکلاتشان هستنداما لذتهایشان را نمیشمارند..اگر آنها را هم میشمردند،میفهمیدند که به اندازه کافیاز زندگی لذت بردهاند ...#داستایوفسکی****************************گاهي دلت از سن و سالت مي گيردميخواهي کودک باشيکودک به هر بهانه اي به آغوش غمخواري پناه مي بردو آسوده اشک مي ريزدبزرگ که باشيبايد بغض هاي زيادي را بي صدا دفن کني ….****************************دریا تا وقتی توش غرق نشدیمیخوادت، غرق که شدی پست میزنه.****************************ماهیها گریهشان دیده نمیشودگرگها خوابیدنشان، عقابها سقوطشانو انسانها درونشان ...!#حسین_پناهی****************************غروب ها نشونادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کوروش توکلی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:53

گفتم: چرا انقد سختی رو باید تحمل کنم؟ گفتی: «انَّ مع العسر یسرا» "قطعا به دنبال هر سختی، آسانی ست.(انشراح/6) گفتم: اخه دیگه خسته شدم گفتی: «لاتـقـنطوا من رحمة الله» از رحمت من ناامید نشو.(زمر/53) گفتم: من میدونم که تو منو فراموش کردی گفتی:«اذکرونی اذکرکم» منو یاد کن تا یادت باشم. گفتم: خب تا کی باید صبر کنم؟ گفتی: « وَ ما یدریک لَعلَّ السّاعة تکون قریبا» تو چه می دانی، شاید موعدش نزدیک باشد.(احزاب/63) گفتم: الهی و ربّی من لی غیرک (خدایا آخه من غیر تو کیو دارم؟!) گفتی: «الیس الله بکاف عبده» مگه من برای تو کافی نیستم؟(زمر/36) ادامه مطلب

برچسب: فقط,خودت, نویسنده: کوروش توکلی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:53

دیشب بعد مدتها قدم زدن با جناب پدر و صحبت های دختر و پدری رسید به شعرخوانی ،،. اول اندکی مشاعره بود و بعدش بابا این شعر سعدی رو کامل خوند بسی جگرمون حال اومد ...نمیدونم چرا به دلم یهویی نشست ،..دو چشم مست میگونت ببرد آرام هشیاران دو خواب آلوده بربودند عقل از دست بیداران نصیحتگوی را از من بگو ای خادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کوروش توکلی تاريخ: يکشنبه 28 خرداد 1396 ساعت: 6:37

شمارش معکوسروزشمار روزای کلافه لحظات سبقت سخته همه چیز سخته.... زیاد نمونده ... این روزا همش دنبال یه هدفم اونم قبولیه ... ولی یه جورایی لنگ میزنم ... دوست دارم نخونم ... هیچوقت ادمی نبودم ک نخونم ...اما الان یه وقتایی داد همه رو در میارم تا پاشم برم تو اتاق و شروع کنم ...همش نیاز به یک نیرو محرکهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کوروش توکلی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 15:25

یه جمعه خوب ... بعد از مدتها به اون نتیجه ای ک میخواستم تو ازمون رسیدم .... هنوزم میشه پیشرفت کرد خیلی زیاد ولی از اون درجا زدنه دیگه تو ازمون خبری نبود ... گرچه تو خونه و کتابخونه و شرایط مختلف ک کنکورای سالای اخیر رو میزنم از نتایج ازمونام خیلی خیلی بهترن اما اندک پیشرفت رو بالاخره تو ازمون دیدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کوروش توکلی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 15:25

صفحه بندی